عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
77
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ - چون آن دوازده نقيب كه موسى ايشان را بجاسوسى فرستاده بود بازگشتند ، و آنچه ديده بودند با موسى بگفتند ، موسى ايشان را گفت : اين كار پنهان داريد ، آنچه ديديد بر بنى اسرائيل اظهار مكنيد كه ايشان چون آن بشنوند ، بد دل شوند و بترسند ، و از قتال باز ايستند . ايشان رفتند و بر خلاف قول موسى هر كس باقرين خود بگفتند . بنى اسرائيل چون آن بشنيدند ، همه آواز برآوردند ، و گريستن در گرفتند ، گفتند : يا ليتنا متنا فى ارض مصر و ليتنا نموت فى هذه البرية ، و لا يدخلنا اللَّه ارضهم ، فيكون نساؤنا و اولادنا و اموالنا غنيمة لهم . پس رفتند ، و خود را پيش روى ساختند ، تا با زمين مصر روند . اينست كه رب العالمين گفت : قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ . چون ايشان همت كردند كه باز گردند ، موسى و هارون هر دو بسجود در افتادند ، و خداى را عز و جل ثنا گفتند ، و در وى زاريدند ، و آن دو مرد ديگر گفتند كه رب العالمين از ايشان خبر داد : قالَ رَجُلانِ يكى يوشع بن نون ابن افرائيم بن ميشى بن يوسف ، و ديگر كالب بن يوفنا داماد موسى به خواهر وى مريم . و گفتهاند : يوشع از سبط ابن يامين بود ، و كالب از سبط يهودا . مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ - اى يخافون اللَّه فى مخالفة امره أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا بالتوفيق و اليقين . اين دو مرد گفتند كه : در رويد از در اين شهر ، و باك مداريد ، و مترسيد ازين جباران كه ايشان جسمهاى قوى دارند ، و دلهاى ضعيف ، و پشت به خداوند خويش باز كنيد اگر مؤمنانايد ، و يقين دانيد كه خداى تعالى شما را نصرت دهد ، كه اللَّه موسى را وعدهء نصرت داده ، و وعدهء خود با پيغامبران خويش خلاف نكند . ايشان هم چنان بر سر مخالفت و معصيت خويش ميبودند ، و ميگفتند : يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ اى فاذهب انت